شاه طهماسب دستور داد چای پای سفیر انگلیس را شن ریختند تا نجسی آن برود.
آنتونی جنکینسون[۱] فرستاده ملکه الیزابت حامل مکتوب ملکه فوقالذکر بشاه طهماسب صفوی بوده، اول، شهریار صفوی باو اجازه حضور داد بعد همین که از عقاید مذهبی او آگاه گردید او را از حضور خویش راند و حکم کرد کسی دنبال او برود و هر جا که او قدم میگذارد جاهای قدم او را معین نماید تا تمام آجرها را عوض کنند.[۲]
در ابتدای قرن پانزدهم هجری مطابق اوایل قرن هفدهم میلادی ایران در تحت سرپرستی شاه عباس کبیر در تمام عالم مسیحی دارای شهرت فوقالعاده و مقام بسیار عالی گردید. داستان شجاعت و مردانگی و بذل و بخشش بیاندازه شاه عباس در آن اوقات شهرهٔ آفاق بود بطوریکه از دربارهای دول آن عهد اروپا هر یک
این گزارش را از کتاب هشت جلدی تاریخ روابط ایر ان و انگلیس نوشته محمود محمود آوردم که هر ایر انی باید آنرا مطالعه کند تا دریابد که ما چرا از اروپا عقب ماندیم. من مدتها هشت جلد کتاب تاریخ روابط در کتابخانه ام و روبروی من بود و لی رغبتی به خواندن آنها ندا شتم. تا خین که متوجه شدم تاریخنگاران به این کتاب ارجاعات فراوان دارند. یک جلد کتاب را بطور اتفاقی باز کردم که گزارش آنتونی جنکینسون و رفتنش به حصور شاه طهماسب در مقابل دیدگانم ظاهر شد و همان موقع خواندن کتاب را آغاز کردم.
محمود محمود علت نوشتن و مسیر نگارش کتاب را این چنین شرح می دهد:
"سال یکهزار و سیصد هجری شمسی باین خیال افتادم که تاریخ روابط سیاسی دولت انگلیس را با ایران بنویسم. چه مدتها بود به کتب نویسندگان انگلیسی آشنا شده بودم و آنها را مطالعه میکردم و مطالب آنها را درباب ایران یادداشت مینمودم. این یادداشتها چندین جزوه را تشکیل داده بود و مطالب آنها برای یک کتاب جامع کافی بود.
آن رشته کتبی که مطالعه میکردم عبارت بودند از کتب مورخین وسیاحان انگلیسی، رجال سیاس، صاحبمنصبان نظامی، مأموران سیاسی که بایران آمده مدتها در ایران مأموریت داشتند، مورخین انگلیسی که شرح احوال رجال سیاسی را که در مسائل شرق وارد بودند نوشتهاند، مأمورین سیاسی و نظامی که در هندوستان، افغانستان، ترکستان و سایر نواحی آسیا و افریقا مأموریت داشتند، خلاصه نویسندگان معروف انگلیسی که در مدت سیصد و اندی سال در ایران و اطراف ممالک آن سروکار داشتند و از خود نوشتجاتی باقی گذاشتهاند، مدتها مشغول مطالعه آنها بودم و از آنها یادداشت برمیداشتم وآنچه یادداشت میکردم آنها را در کتابچههای مخصوصی که هر کدام بیک موضوع جداگانه اختصاص داشت بترتیب حروف الف و با مینوشتم، تا در موقع نوشتن کتاب تاریخ سیاسی که در نظر داشتم، بدانها مراجعه کنم. البته در آن اوقات در روزنامههای یومیه، هفتگی و ماهیانه نیز مقالاتی که باین موضوع مروبط بود انتشار میدادم. در روزنامه ستاره ایران بمدیری مرحوم حسین صبا، طوفان بمدیری مرحوم فرخی، شفق بمدیری آقای علی دشتی، پیکان بمدیری وثوق همایون پدر مرحوم هژیر، مجله آینده بمدیری آقای دکتر افشار، مجله تقدم بمدیری آقای احمد فرامرزی... موضوع تمام این مقالات راجع به سیاست دولت انگلیس در ایران و آسیا و افریقا بود، در روزنامه شفق سرخ مقالات مفصل نوشتم، از سیاست دولت انگلیس در ایران، مصر و هندوستان بحث کردم. در روزنامه پیکان که پدر مرحوم هژیر منتشر میکرد یک رشته مقالات مفصل تحت عنوان «قربانیهای هند» انتشار دادم. شاید عدهٔ آن مقالات به سی شماره رسید و مطلب تمام نشد ولی روزنامه برای همیشه تعطیل شد.
......
اما گزارش سایکس جنرال نابکار انگلیس از گزارش ملاقات آنتونی جکینسون با شاه طهماسب:
جنرال سایکس در کتاب خود موسوم بتاریخ ایران در جلد دوم صفحه ۱۶۸ این واقعه را از قول جنکینسون چنین مینگارد:
«بمن اجازه دادند بحضور اعلیحضرت شاهنشاه ایران تشرف حاصل کنم. من با تعظیم و تکریم تمام بحضور شاه رسیدم و مکتوب علیا حضرت ملکه را تقدیم نمودم.
شاه نامه را از من گرفت و سؤال نمود از کدام مملکت فرنگستان هستم و در این مملکت چه کار دارم .
من در جواب گفتم شهریارا: بنده از اهل شهر لندن پایتخت انگلستان میباشم که معروف جهان است و از جانب علیا حضرت ملکه انگلستان برسالت فرستاده شدهام مأمورم داخل قرارداد دوستی و اتحاد شده برای تجار انگلستان اجازه تجارت در این مملکت تحصیل نمایم که تجار در ایاب و ذهاب آزاد باشند تا بتوانند مالالتجاره خودشان را باین مملکت آورده بفروش برسانند و متاع این مملکت را بخارج حمل کنند و این تجارت برای جاه و جلال و شوکت هر دو پادشاه لازم و این عمل برای متاع و محصول هر دو مملکت نافع میباشد.
بدبختانه در این موقع موضوع مذهب و سؤال از آن پیش آمد و شاه از مذهب من سؤال نمود همینکه اقرار نمودم من مسیحی میباشم فریاد شاه بلند شده گفت ای خدا نشناس هیچوقت نمیخواهم با کافران دوستی و سر و کار داشته باشم و امر کرد من از حضور او خارج شوم و خیلی خوشحال شدم که در این موقع امر کرد بیرون بروم پس تعظیم نموده خارج شدم و یک نفر از درباریان با یک غربال شن دنبال من روان شد و جاهای پای مرا هر کجا قدم میگذاشتم قدری شن در آنجا غربال میکرد و تا دم دروازه قصر مرا دنبال کردند.
ادامه دارد
امیر تهرانی
ح.ف
نوع غذا و اشخاص
-غذای اشخاص سودایی مزاج باید بسیار نم بخش و کمتر گرمی زا باشد .
-غذای صفرایی مزاجان بایدنم بخش وخنک کننده باشد.
- کسی که خونشگرم مزاج است نیازمندخوراکهای سرد و کم تغذیه است.
-کسی که خونش بلغمی است باید خوراکش اندک، گرم و لطیف باشد .منبع : قانون در طب چاپ رایانه ای
امیر تهرانی
ح.ف
کتاب قانون ابن سینا
من از زمانی که خواندن و نوشتن را آموختم و اززمانی که در کتاب فارسی دبستان یک درس ما به ابن سینا اختصاص داشت و در آن از کودکی بنام حسین فرزند عبدالله سینا و مادری بنام ستاره سخن می گفت که هزارسال پیش در ایر ان بدنیا آمده و بعدا ابن سینا لقب گرفته بود، به این خورشید رخشان علم و پزشکی ایر ان و جهان به چشم بزرگترین دانشمند نگاه کرده ام. هر گز هیچ دانشمندی چه ایر انی و چه غیر ایر انی به چشم من جامع تر از ابن سینا نیامده است.
اخیرا مقاله ای از یک محقق غربی می خواندم که در آن آورده بود ابن سینا و محمد زکریای رازی دو ستون از ستونهای اصلی رنسانس علمی اروپا هستند.
کتاب قانون در طب جامع ترین کتاب پزشکی ابن سیناست که به مدت پنج قرن همراه با کتاب حاوی محمد زکریای رازی دو کتاب اصلی آموزش و تدریس علم طب در ایران و جهان بودند.
کتاب قانون را ابن سینا به عربی نوشت که زبان بین المللی آنروز بود . خوشبختانه دانشمند گرانقدر شادروان عبدالرحمن شرفکندی آنرا به پارسی ترجمه کرد.
من همه مجلد ات قانون را خوانده ام و در یک وبلاگ اساسی ترین مطالب آنرا که به کار همگان می آید پیوسته نقل کرده ام.در این وبلاگ نیز سعی خواهم کرد به گوشه های از خرمن دانش پو ر سینا در زمینه علم پزشکی و بهداشت اشاراتی داشته باشم.
پورسینا در کتاب قانون جلد ۱-۳ در مورد این که غذای خوب چیست؟ چگونه باید غذا خورد؟و چه مقدار باید خورد می نویسد:
رژیم غذایی
کسی که میخواهدبهداشت رارعایت کند نباید غذاهای دارویی مانند سبزی (بقول) و میوه و نظایر آن راکسی که نمیتواند غذای مورد احتیاج خود را در یک وعده هضم کند، باید دفعات غذا خوردن را افزایش و .مقدار غذا را کاهش دهد.
منبع : قانون چاپ رایانه ای
امیر تهرانی
ح.ف
رمان بابا گوریو نوشته انوره دو بالزاگ
رمان بابا گوریو از شاهکار های ادبیات و داستان نویسی فر انسه به شمار می آید. انوره دو بالزاک نویسنده کتاب آنرا در چهل روز نوشت. در همان زمان نگارش به دوستانش قول داد که با اًری کاملا متفاوت باز می گرد.ح.ف