آیا اینان دوبار بدنیا آمده اند؟
دستیار رئیس آتش نشانی، جِفری کِینی در حالیکه به عنوان یک گردشگر از محلی که در گذشته محل جنگ داخلی آنتیِتام بود «نبرد یکروزه خونینی که در ۱۷ سپتامبر ۱۸۶۲ در آمریکا رُخ داد» بازدید میکرد، بهطور وصفناپذیری دستخوش احساسات و هیجانات عجیب و غریب شد. بعد از آن، وقتی که در حال بحث و گفتگو در مورد این احساسات بود، کلمات « حالا نه » با شدّت در ذهن او نقشبست. او علاقه تازهی به آن نبرد پیدا کردهبود و زمانیکه محو تیتر مقالهدر یک مجلّه شدهبود، کلمات « حالا نه » که درون گیومه بودند به سمت او بیرون پریدند.
راست: جیمز هیوستون جی آر، یک خلبان جنگ جهانی دوّم که در نبرد برای آیوو جیما «یک جزیره آتشفشانی در ۷۶۰ مایلی جنوب توکیو» کشته شد. چپ: یک پسر بچه درحال بازی کردن با هواپیما. از سنین بسیار کم به نظر می رسید که جیمز به خاطر می آورد که در زندگی قبلیش درهیوستون بوده است، جزئیاتی که او بازگو می کند شگفت انگیز است.منبع اپک تایمز
امیر تهرانی
ح.ف
دیو ان اشعار ابوسعید ابی ابو الخیر
نخستین دیوان شعری که از عارف مشهور ابو سعید ابو الخیر خواندم توسط شادروان سعید نفیسی استاد ادب پارسی تهیه و تصحیح شده بود.
سعید نفیسی مذهبی نبود ولی به بزرگانی هم چون ابوالخیر و حتی شیخ بهائی ارادت می ورزید . او دیوان شیخ بهایی و بر خی کتابهای او را که با نظم و نثر در ارتباط بودند تصحیح کرده و به چاپ رساند.
مرحوم نفیسی در این کتاب و در بخشی از آن تعداد مرتبه هایی که باید رباعیات و دوبیتی های ابولخیر خطاب به خداوند و یا معصومین (ع) خواتده شود در این کتاب آورده است.
او شرحی ازندگی ابوسعید آورده و سپس همه رباعیات منسوب به او را در کتاب گنجانده است.
دومین نسخه از دوبیتی های ابوسعید که خواندم توسط مرحوم سرهنگ مدرسی چهاردهی تهیه و تنظیم شده بود . مرحوم مدرسی کتابهای متعدی و درزمینه های مختلف نوشته که وسعت اطلاعات ایشان را می رساند.
ایشان نیز تعداد تکرار دوبیتی های ابوسعید را بر ای سیدن به حاجات و نیازمندیها در انتهای هر شعر بیان کرده است.
زندگی ابوسعید
ابوسعید فضل الله بن احمد بن محمد بن ابراهیم (ابوسعید فضل الله بن ابوالخیر احمد) مشهور به ابوسعید ابوالخیر از عارفان بزرگ و مشهور اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری در اول محرم ۳۵۷ قمری در میهنه متولد گردید و در روز پنجشنبه (شب آدینه) ۴ شعبان ۴۴۰ قمری در زادگاهش دیده از جهان فرو بست.
در کودکی قرائت قرآن را نزد ابو محمد عنازی فرا گرفت و سپس به توصیه پدر، نزد مفتی و ادیب مشهور عصر استاد ابوسعید عنازی به آموختن لغت و ادب پرداخت. در این احوال گهگاه بشر یاسین را میدید و دیدار او برایش جاذبهای خاص داشت.
وی نخستین تعلیمات صوفیانه را در اوان کودکی و نوجوانی از بشر یاسین فرا گرفت و اینکه خود گفته است که «مسلمانی» را از بشر یاسین آموخته، حاکی از تأثیر پذیرفتن عمیق از سخنان و تعلیمات اوست. از زندگی نامههای ابوسعید چنین برمی آید که او تا پس از ۱۷ سالگی در میهنه بوده و پس از درگذشت بشر یاسین در ۳۸۰ق، به گورستان میهنه بر سر مزار وی میرفته است.
اولین بار در اشعار اوست که کنایات و اشارات عارفانه به کار رفته، تشبیهاتی از عشق زمینی و جسمانی در مورد عشق الهی ذکر شده و در این معنی از ساقی بزم و شمع شعله ور سخن رفته و سالک راه خدا را عاشق حیران و جویان، میگسار، مست و پروانه دور شمع نامیده که خود را به آتش عشق میافکند. ابوسعید ابوالخیر در میان عارفان مقامی بسیار ممتاز و استثنایی دارد و نام او با عرفان و شعر آمیختگی عمیقی یافتهاست.
میهنه، زادگاه و محل دفن ابوسعید ابوالخیر، ناحیهای بین سرخس و ابیورد، اکنون شهرکی در خاک ترکمنستان در ۱۳۰ کیلومتری جنوب شرقی عشق آباد، مقابل چهچهه در خاک ایران است. او سالها در مرو و سرخس فقه و حدیث آموخت تادر یک حادثه مهم در زندگی اش درس را رها کرده و به جمع صوفیان پیوست و به وادی عرفان روی آورد.
شیخ ابوسعید پس از اخذ طریقه تصوف در نزد شیخ ابوالفضل سرخسی و ابوالعباس آملی به دیار اصلی خود (میهنه) بازگشت و هفت سال به ریاضت پرداخت و در سن ۴۰ سالگی به نیشابور رفت. در این سفرها بزرگان علمی و شرعی نیشابور با او به مخالفت برخاستند، اما چندی نگذشت که مخالفت به موافقت بدل شد و مخالفان وی تسلیم شدند.
او تمام عمر خویش را در تربیت مریدانش سپری کرد. نوهٔ شیخ ابوسعید ابوالخیر، محمد منور، در سال ۵۹۹ کتابی به نام اسرار التوحید دربارهٔ زندگی و احوالات شیخ نوشتهاست. ابوسعید عاقبت در میهنه در شب آدینه ۴ شعبان سال ۴۴۰ قمری، درگذشت.
ابوسعید ابوالخیر در بخش مهمی از شعر پارسی چهره او در کنار مولوی و خیام قرار میگیرد، بی آنکه خود شعر چندانی سروده باشد. در تاریخ اندیشههای عرفانی در صدر متفکران این قلمرو پهناور در کنار حلاج، بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی به شمار میرود. همان کسانی که سهروردی آنها را ادامه دهندگان فلسفه باستان و تداوم حکمت خسروانی میخواند.
آثار ابوسعید ابوالخیر
کتابهایی که براساس سخنان بوسعید تالیف شدهاست عبارتند از:
- اسرار توحید فی مقامات شیخ ابی سعید تالیف محمدبن منور
- رساله حالات و سخنان شیخ ابوسعید گردآورنده:ابوروح لطف الله نوه ابوسعید
- سخنان منظوم ابوسعید
آرامگاه ابوسعید
آرامگاه منسوب به ابوسعید ابوالخیر مقبرهای است که در روستای مهنه از توابع شهرستان مه ولات در حوالی شهرستان تربت حیدریه واقع در استان خراسان رضوی را به ابوسعید ابوالخیر نسبت دادهاند.
بنای این مقبره در ۵۵ کیلومتری جنوب شرقی تربت حیدریه و ۷ کیلومتری فیض آباد در روستایی به نام مهنه قرار دارد که به اعتقاد برخی مدفن شیخ ابوسعید ابی الخیر پیرمهنه است.
برخی از دوبیتی های ابوسعید
خواهی که کسی شوی زهستی کم کن
ناخورده شراب وصل مستی کم کن
با زلف بتان دراز دستی کم کن
بت را چه گنه تو بتپرستی کم کن
یا رب بگشا گره ز کار من زار
رحمی که زعقل عاجزم در همه کار
جز در گه تو کی بودم در گاهی
محروم ازین درم مکن یا غفار
غمناکم و از کوی تو با غم نروم
جز شاد و امیدوار و خرم نروم
از درگه همچو تو کریمی هرگز
نومید کسی نرفت و من هم نروم
تا نگذری از جمع به فردی نرسی
تا نگذری از خویش به مردی نرسی
تا در ره دوست بی سر و پا نشوی
بی درد بمانی و به دردی نرسی
یا رب نظری بر من سرگردان کن
لطفی بمن دلشدهٔ حیران کن
با من مکن آنچه من سزای آنم
آنچ از کرم و لطف تو زیبد آن کن
گر خاک تویی خاک ترا خاک شدم
چون خاک ترا خاک شدم پاک شدم
غم سوی تو هرگز گذری مینکند
آخر چه غمت از آنکه غمناک شدم
فتار نکو دارم و کردارم نیست
از گفت نکوی بی عمل عارم نیست
دشوار بود کردن و گفتن آسان
آسان بسیار و هیچ دشوارم نیست
از لطف تو هیچ بنده نومید نشد
مقبول تو جز مقبل جاوید نشد
مهرت بکدام ذره پیوست دمی
کان ذره به از هزار خورشید نشد
در دل همه شرک و روی بر خاک چه سود
با نفس پلید جامهٔ پاک چه سود
زهرست گناه و توبه تریاک وی است
چون زهر به جان رسید تریاک چه سود
هرگز دلم از یاد تو غافل نشود
گر جان بشود مهر تو از دل نشود
افتاده ز روی تو در آیینهٔ دل
عکسی که به هیچ وجه زایل نشود
امیر تهرانی
ح.ف
دیو ان اشعار ابوسعید ابی ابو الخیر
نخستین دیوان شعری که از عارف مشهور ابو سعید ابو الخیر خواندم توسط شادروان سعید نفیسی استاد ادب پارسی تهیه و تصحیحشده بود.برخی از دوبیتی های ابوسعید
خواهی که کسی شوی زهستی کم کنامیر تهرانی
ح.ف
ادامه از نوشتار شماره (۱)
دو تخت فیروزه وطلای شاه عباس در کرملین بود
"در مسکو توقف کردیم، پایین عمارت کرملین که جواهرآلات و تاجهای قدیم پادشاهان و غیره را چیدهاند، عمارت عالی و تو در توییست که هم اسلحه خانه محسوب میشود و هم جواهرخانه همه اسبابآلات و اسباب تحفه و غنایمی که از جنگها گرفتهاند.ح.ف