نگارستان عجایب و غرایب
با توجه به آن که من کتابخوانی را بصورت حر فه ای انجام داده ام به همین دلیل با کتابهای مختلف سر و کار د اشته ام. برخی از این کتابها شامل مطالبی است که مدرک تایید ضمیمه آن نیست و بیشتر به افسانه شبیه اند. ولی چون تاکنون تعدا د قابل توجه ای از این افسانه ها به واقعیت پیو سته اند من نیز از کتاب عجایب و غراب که خوانده امد مطالبی را در این وبلا اگ می آورم و اثبات و رد آنرا بر عهده خوانندگان جوان می گذارم:
سنگ بالا و پایین رو
سنگیست در دریا که روز در ته آب جا میکند گویند آن گوهر نایابست هنگام شب میآید بر سر آب هرکه آن را بر مرکب ببندد مرکبش از فریاد لب بربندد.(اسبش صدا نکند)
سنگ پیروزی اسکندر مقدونی
ااز ارسطو در کتاب جواهر الاشیاء منقولست که هرگاه اسکندر بر لشکر دشمن ارادهٔ شبیخون داشت آن سنگ را بر گردن اسبان لشکریان میبست از طفیل آن آواز اسبان برنمیآمد.
سنگ دلها در قزوین
اایضاً در میان راه قزوین کوهیست پرشکوه بسیار خوش شکل و مطبوع و مترددین را بکندن سنگ آن سروکاراست.
اگر آن سنگ را در آتش اندازند رنگهای خوش از آن ظاهر شود هر رنگ که دل ایشان خواهان باشد آشکار شود و باعث تعجب بینندگان گردد.
سنگ طلا جمع کن
ایضاً سنگ دیگریست نامور بخاصیت جاذب زر و از قوت جاذبه از دو ذرع نقره را در کمال جذب سوی خود کشد.
سنگ موش کش
ایضاً در حد مغرب نوعی از سنگ هست شکل و رنگ آن نامعلوم در خاصیت جاذب موش شومست در هرجا که آن باشد از هجوم موشان را پراکندگی حاصل میشود چرا که در آنمرز و بوم گربه نمیباشد و جناب اقدس الهی بآنسنگ قوت گربه داده و هرجا آنسنگ باشد گربه از آنجا بگریزد.
در اسرار آمیز
ایضاً دریست در دریا که آنرا شاه گوهران خوانند و غواصان آنرا مبارک دانند چون غواص آنرا با خود بتک دریا برد گوهران را بسان مقناطیس بخود درکشد.
در عجایب الدنیا مرقوم است
انگشتر خسرو پرویز
که خسرو پرویز در دست خاتمی داشت زیبا که بسان غواص دریا گوهر از دریا کشیدی و مانند ماهی بر روی آب دویدی.
دستگاه حساس به زهر
آوردهاند که فضل برمکی برای دیدن سلطانی از راه رسیده وارد محفل پادشاه شد قدری زهر با خود داشت چون قدم در ساحت بارگاه گذاشت پادشاه بمجرد دیدن بسرهنگ حکم کرد که او را از مجلس باهانت و خاری تمام براند وزیران و ندیمان انگشت حیرت بر لب نهاده خاموش گشتند و در حین حرمتورزی بعرض رسانیدند که باعث بیحرمتی وزیری چنین فاضل چه بود ملک فرمود که با خود زهر همراه داشت گفتند که باین جریمه مصدر اینهمه عقوبت نمیتواند شد پادشاه کسان بطلب فضل فرستاد آن فاضل آجل بر وضع پیش بحضور رسید و پادشاه او را در پهلوی خود جا داده و مهره از بازو گشاده بر روی تخت نهاد آنمهرهها خودبخود بهم میچسبیدند.
فضل را گفت که زهر چرا با خود آوردهای جواب گفت از بهر آنکه اگر در تعظیم تفاوت ببینم او را برمکم. پادشاه از آنروز فضل را به برمکی خطاب مینمود چنانچه تا حال برمکیان مشهورند سلطان فضل را گفت مثل این مهره جای دیگر دیدهای برمک آداب مراتب مؤدا ساخت که قبل از این چندین سال نزد پادشاهی رفته بودم.
روزی ملک بر لب دریا نشسته بود و یاقوت زرد در دست داشت آن مهره در دریا افتاد مرا تأسف حاصل شد پادشاه بطرف من نگریسته فرمود که ای فضل ترا چه شد که بیکبار از دست رفتی گفتم بسبب افتادن این گوهر نایاب در آب ملک باشارت ابرو غلامی را خواند که فلان صندوق را بیاور فی الحال غلام صندوق را آورد ملک قفل را باز نموده ماهی سیمین اندام از صندوق برآورده در دریا انداخت آنماهی در دریا رفته یاقوت را بدهان گرفته بدر آورد باز آنرا در صندوق نهاده سر بربست از مشاهدهٔ اینحال متعجب شدم پادشاه که بر مهرههای خود نازان بود از آن فراموش نموده بیاد ماهی بسان ماهی بیآب بیتابی مینمود.
در عجایب الدنیا مرقوم است
سنگ ا روتیک
که در حوالی ترمد سنگیست و در آن خاصیت غریبیست هرکه آنرا با خود دارد رو بسوی آب گذارد یعنی محتلم شود خواه جوان بدست گیرد خواه پیر اگر زن آنرا پیش خود نگاهدارد آبش بیاختیار رود.
سنگ فراری
ایضاً آمده که در ملک مصر سنگیست که چون آنرا در سرکه اندازند بدرجهد و در آن قرار نگیرد و نوع دیگر از احجار است که در سرکه بیقرار میشود.
سنگ استفراغ آور
ایضاً در مصر خوشرنگ سنگیست که هرکه در دستش نگاهدارد استفراغ بر او غالب شود تا آنسنگ از دست نگذارد قی رو بکمی نیاورد.
سنگ نان خراب کن
ایضاً در آنجا حجریست که چون در آتش افکنند اثر گرمی از آن برخیزد اگر در تنور نهند همهٔ نانها فرو ریزد.
معدن یاقوت سبلان
و بعضی در نواحی کوه سبلان از کان یاقوت نشان میدهند و نشان آن کوهیست در آنجا که کسی را بر آن دست نمیباشد هرگاه از آن کوه سیلاب آید آب یاقوت ریزه فراوان آورد و خلق بر رهگذر سیل ایستاده و یاقوت ریزهها را بدست آورده بفروشند و بدون سیلاب گوهر پرتاب دوچار نشود.
خاکزمرد زا
ایضاً در حبش چاهیست و مقله نام مردم عوام از آنمقام خاک برده بشویند و زمرد از آن بجویند.
معدن زبر جد در مصر
ایضاً در حدود مصر موضعیست که افلیس میخوانند و در آنموضع غار همواریست پردخان و بوی عفونت بمشام روندگان میرسد و گویند آنجا کان زبرجد است و بدست آوردن آن بسیار متعذر.
تجربه اسکندر مقدونی در هند
ایضاً گویند در اقصای هند درهایست سراسر زمین پر از مغاکست و هر مغاکی جای هزاران افعی از بیم ماران احدی قدم در آنمکان نگذارد ریزههائی در آنجا افتاده چون اسکندر بمشرق شتافت از آنمقام مطلع شده در تدبیر حصول آن کمر بست و ساعتی سر بزانوی تفکر نشسته در آنجا جانوران پرنده بسیار دید گوشت پارههای چاق و لاغر را در آن پراکنده گردانید و مردم را از آنجا دور ساخت خود بتماشا بگوشهای آرام گرفت.
چون مرغان گوشت پارهها را دیدند بیاختیار بسوی طعمه دویدند بمنقار و چنگال گوشت پارهها را برداشته بسر کوه بردند چون گوشتها لزج بود سنگ پاره بسیار بآنها چسبیده مرغان بقاعده مقرره گوشت پارهها را افشانده میخوردند الماس ریزه بسیار از آنها افتاده پادشاه آنها را در دامن ریخته روانه شد.
سنگ اخبار و اطلاعات
ایضاً نهاوند که شهریست در حوالی همدان در جبال آن سنگیست گران که از دزد برده و غایب و بیمار خبر دهد چون کسی یکشب نزد آن سنگ بیدار نشیند خواب بر او هجوم آورد و در عالم رؤیا حال مطلوب بر او ظاهر شود.
سنگ باران زا
ایضاً طلیطلا نام شهریست از بلاد اندلس و کوه بلند طولانی در آنجا واقعست و بر آن کوه سنگیست و در آن حجر مضمر است طرفه نیرنگی هرگاه سکنهٔ آنجا محتاج باران شوند جمع شده آمده سنگ را بغلطانند بمجرد اینحال ابرها پیدا شود و باران بسیار ببارد چون زراعت آنجا سیراب شود سنگ را برپا سازند باز ابر پراکنده شده هوا صاف شود.
سنگ خنده
ایضاً در بلاد مصر سنگی است صاف و خوشرنگ مسافران از مشاهدهٔ آنحال بیاختیار بخنده درآیند و طرفه آنکه در مقیمان آنشهر اثر ننماید.
سنگ جهان نما
ایضاً در کوهستان مضافات فرغانه پارچه سنگیست صاف چون آینه ده ذرع و دو ذرع ارتفاع آنست و عکس هر چیز که در عالمست نمایان در آنست از این سبب بسنگ آینه مشهور شده مردم بتماشایش میروند.
کوه اروتیک
ایضاً در دانشنامه جهان مرقومست که کوهیست در زمین بدخشان همیشه آب از آنکوه بیرون میآید و میپاشد بر زمین و مردم آنولایت آنرا انگیز میخوانند و محرک قوت شهوت شمارند و شهوت را بیاختیار در حرکت آورد.
سنگ ضد صرع
ایضاً حجر البقر نام سنگیست خوشنما که از زهرهٔ گاو پیدا میشود و اگر مصروع آنرا با خود دارد دیگر صرع در کاخ دماغش پا نگذارد.
سنگ ضد اسهال
ایضاً حجر الحمار در حوصله خر میباشد با خود داشتن آن مانع احتلام و اسهال میشود.
سنگ ضد صرع
ایضاً حجریست بسنگ خطاف مشهور که آشیان پرستو از آن میباشد رنگ سرخ و سفید و مردم سفیدش را بجهة صرع بکار برند و سرخش ترسندگی خواب را برباید.
سنگ ضد سرفه
ایضاً حجریست در قابضه مرغ خانگی و خروس جا دارد و رنگش بکبودی مایل باشد حملش دفع سرفه و ترسیدن خواب نماید و حاملش را روشنی چشم و قوت باه افزاید.
سنگ آرزو
ایضاً ارمتون سنگیست سفید خالدار و در حدود روم میباشد بسیار در شکل مخمس افتاده و عالمی در دیدنش چشم امید گشاده چون او را بشکنند هر پارهاش مخمس باشد و بدون این شکل بصورت دیگر معلوم نشود.
سنگ خنده آور
ایضاً در عجایب المخلوقات نوشته کوهیست سنگ سفید سفیدی در نظر ارباب دیده چون نظر آدمی بر آن افتد در حال خندان گردد تا هنگامی در نظر باشد از خنده باز نایستد نحاس دیوان بفرمودهٔ حضرت سلیمان ستونی ساختهاند از همان سنگ در آنجا بکار بردهاند هزاران هزار نیرنگ دارد و بر گرد آن قلعهٔ بلندی برافراشتهاند تا دیدهٔ آدمیان بر آن نیفتد و از بسیاری خنده هلاک نشود.
سنگ جن ها
بعضی از ارباب تواریخ برآنند که در آن مدینه از سنگ کوهیست و بنای آن قلعه از سنگ آن کوهست و جنیان را از دیدن آن لذت عظیم دست میدهد و روز تا شب بر گرداگرد آن سنگ بسر میبرند.
سنگ همه کاره
ایضاً حجر باه سنگیست سیاه در حدود مصر فراوان و حاملش از افراط باه در فغان اگر کسی که لکنت زبان دارد در زیر زبان نگاه دارد لکنت زبان او رو بکمی آرد چون آنرا بشکنند در میان آن کژدم پدید آید چنانچه آنرا در سرکه اندازند و بر او رام حاره مالند در حال قوت باه را نافع باشد.
سنگ سقط جنین
ایضاً سنگیست بنام حجر خمار و زنان بدکاره آنرا طلبکار میباشند که حملش دفع حمل مینماید و در راه ندادن نقطهٔ مشیمه باور آید چون سرکه بر آن پاشیده بر ورم گذارند تخفیف دهد و مسحوقش خمار را بطلا زایل کند.
سنگ زایمان
ایضاً سنگیست مشهور بحجر العقاب عالم در جستجوی آن بیتاب است گویند عقاب آنرا میشناسد و همیشه در آشیانش موجود میباشد چون هنگام زادن بر ماده در دزه شدت نماید نر آنرا در آنحالت زیاده نموده بآسانی بیضه نهد و از در دزه برهد.
اگر آنرا بر زن عسر الولاده بیاویزند در حال وضع حملش شود و از الم زه وارهد و اگر مرد در زیر زبان گرفته سخن سراید در مباحثه بر مدعی غالب آید.
سنگ شنبه یک شنبه
ایضاً حجریست مشهور بیهودیه و در جثهٔ خوردتر میباشد و بر سواحل دریای هند بدست آید و شبانروز شنبه حرکت نماید و روز یکشنبه از آن حرکت باز ماند از اینجهت آنرا یهودی خوانند اگر چند عدد از آن در ظرفی بگذارند و بعد از چهل روز بشمار آرند عددش زیاد شود.
سنگ آرزوها
ایضاً حجر دیگریست طیار نام در عوام بنام سنگ مراد میخوانند چون آفتاب فوق الارض باشد طیران نماید و در تحت الارض در زمین نشیند رنگش سبز و سیاه و حاملش مطیع شیطان باشد و هرچه خواهد باو آموزند و بهرجا گوید در دم رسانند.
سنگ نقره دوست
ایضاً سنگیست سفید نقرهآسا و در خاصیت حیرتافزا اگر بقدر حبهای از آن سنگ در برابر درم نقره بتفاوت پنج ذرع گذارند آنرا در دم بسوی خود کشد و از سنگ مقناطیس جاذبتر باشد.
در اکبرنامه آورده
سنگ ضد زهر
چون میرزا مظفر حسین در سنهٔ چهلم جلوس اعلی بسجود آستان معلی ناصیهٔ بختمندی برافراخت پیشکش مرغوب بنظر همایون درآورد و در میان آن مهره شگفتافزا بود چون کسی آنرا بجای گزیدگی مالیدی بجنبش درآمده زهر آنرا مکیدی سرمایهٔ تندرستی شدی و نظارگیان را شگفت آمدی.
سنگ حیرت زا
ایضاً در همانجا مسطور است که امیری سنگپارهای بنظر همایون درآورد که لخت آب در درونش نمایان و بینندگان را حیرت افزود.
سنگ وزغ
ایضاً برخی از ایرانیان در محفل همایون اکبری ذکر نمودند که در عراق سنگ از شکم وزغ بیرون آمد و باعث حیرت نظارگیان شد.
صاحب تحفة الغرائب آورده
سنگ نقاش
در نواحی کرمان کوهیست نمایان مشهور بجبل الثور و بغرایب و عجایب مذکور گویند هر سنگ که از آن برگیرند و بشکنند در هر پارچه از آن صورت آدمی ملاحظه نمایند خواه در قیام و خواه در قعود اگر آنسنگ را سائیده در آب ریزند هرچه از آن در آب فرو نشیند صورت آدمی از آن نمایان شود.
سنگ باران زا
ایضاً در اردبیل سنگیست مانند آهن و در وزن و مقدار قریب دو صدمن باشد هرگاه اهل شهر را بباران حاجت باشد آن سنگرا برداشته بشهر آورند و بجای معین گذارند مادام سنگ در شهر باشد ابر برآمده باران شود چون احتیاج برطرف شود سنگ را برداشته بمکان اصلی گذارند باران منقطع شود.
در عجایب المخلوقات آوردهاند
سنگ عجایب
حجریست مشهور بجالب النوم و در مرز روم میباشد لون سرخ دارد و تماشایش در مزرعهٔ دلها تخم تعجب میپاشد و اگر روز در آن بینند دخان و بخار در آن مشاهده شود و در شب روشن و تابان بنظر درآید چنانچه هرچه نزدیک آن باشد از روشنی دیده شود اگر این حجر را بر کسی بندند خواب بر او مستولی شود.
سنگ شادی زا
ایضاً سنگیست آسمانگون و از چندین غرایب مشحون اگر کسی آنرا حل نمود-سوده سفید باشد همیشه با خود دارد فرحناک باشد و غم پیرامون خاطرش نشود و اگر سوده سیاه باشد کسی آنرا نزد خود نگاه دارد هیچکار او تمام نشود و مکحول اصفرش برای تمام شغلها صالح باشد و اگر سرخرنگ برآید حامل آن خیر بسیار بیند و دارندهٔ سوده سبز هر تخم بکارد زود بروید و نیکی و خوبی آرد.
همچنین است بقول حکیم ارسطو منقولست اگر سودهٔ این سنگ اصفر برآید و آنرا کسی با خود دارد هرچه گوید واقع شود و تخلف در آن نرود و اگر احمر برآید و آنرا حامل شود بهر کار که شروع نماید بانجام برساند و دارندهٔ غبرا هرچه گوید مردم برضا بشنوند و اگر از کسی مدد طلبد باجابت مقرون شود و هرکه سائیدهٔ آسمان گونی را با خود دارد همیشه خوشدل باشد.
اگر محل آن اخضر برآید و در بستان آویزد تمام اشجار آنجا مثمر گردد و از اندازه آن بیشتر ببالد اگر اسود درآید هرکه قدری از آن در آب انداخته بیاشامد از زهر ایمن باشد و در آن اثر نباشد.
سنگ کار ساز
ایضاً حجریست اصفر و در خاصیتها مشهور ارسطو حکیم گوید اگر سودهٔ آن سیاه برآید دارندهٔ آن از راه شوق باطن نام هرکه را برگیرد از آن جدا نشود و همیشه در ملازمت او باشد مادام که آن سنگ در نزدش باشد.
ایضاً منقولست از ارسطوی حکیم اگر حکاکهٔ او ابیض برآید و آنرا باسم کسی ساید و هرکه را مشتاق باشد بدست خود در چشم او کشد مکحول مکتحل را از جان دوست دارد.
و اگر سیاه باشد و با او اکتحال نمایند پیش مردم گرامی بود و اگر زن آنرا در چشم کشد در چشم شوهر عزیز مکرم باشد و هرچه از شوهر طلب نماید در حال باو بدهد و اگر حاملش را هرکه ببیند بر وی ثنا گوید و اگر احمر بود هرجا رود روزیش فراخ باشد
سنگ عشق
جالینوس گوید حجر ممرغ الناقه جائی که ناقه مراغه نماید سنگی آنجا افتاده باشد اگر آن سنگ را برداشته بر عاشق بندند در حال تسکین یابد و از شورش و بیتابی باز آید و اگر آنرا بر خوانی نهد هرکه از آن طعام خورد هیچ طعم نیابد. در شاه جهاننامه آمده..
ای کاش سنگ ضد خرافات هم یافت می شد
امیر تهرانی
ح. ف