کتاب انسان کامل نوشته نسفی
عزیزالدّین نَسَفی که او را عزیز نیز خواندهاند، تصنیفات و آثار پرارج و فاضلانهای از خویش به یادگار نهاده، ولی متاسفانه چنانکه سزاوار است، شناخته نشده و حتّی برخی از شرح ۸ال نویسان از ذکر نام وی خودداری کردهاند.
وی از اهل نسف (نخشب) خوارزم بوده، بخشی بزرگ از عمر خود را در آن خطّه سپری کرده و چندی نیز به بخارا سفر نموده سرانجام به شهرهای خراسان رسیده و بر سر تربت مرشد روحانی خود، شیخ المشایخ سعدالدّین حمویه (حمویی) مدتی اعتکاف داشته و ساکن بوده ایت.ای درویش! انسان کامل را شیخ و پیشوا و هادی و مهدی گویند، و داناو بالغ و کامل و مکملّ گویند و امام و خلیفه و قطب و صاحب زمان گویند وجام جهان نماو آئینۀ گیتی نمای و تریاق بزرگ و اکسیر اعظم گویند و عیسی گویند که مرده زنده میکند و خضر گویند که آب حیوة خورده است. و سلیمان گویند که زبان مرغان میداند .
آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست
چشم میگون لب خندان دل خرم با اوست
گر چه شیرین دهنان پادشهانند ولی
او سلیمان زمان است که خاتم با اوست
روی خوب است و کمال هنر و دامن پاک
لاجرم همت پاکان دو عالم با اوست
خال مشکین که بدان عارض گندمگون است
سر آن دانه که شد رهزن آدم با اوست
دلبرم عزم سفر کرد خدا را یاران
چه کنم با دل مجروح که مرهم با اوست
با که این نکته توان گفت که آن سنگین دل
کشت ما را و دم عیسی مریم با اوست
حافظ از معتقدان است گرامی دارش
زان که بخشایش بس روح مکرم با اوست
امیر تهرانی
ح.ف
ادامه دارد...
کتاب انسان کامل نوشته نسفی
عزیزالدّین نَسَفی که او را عزیز نیز خواندهاند، تصنیفات و آثار پرارج و فاضلانهای از خویش به یادگار نهاده، ولی متاسفانه چنانکه سزاوار است، شناخته نشده و حتّی برخی از شرح ۸ال نویسان از ذکر نام وی خودداری کردهاند.
ای درویش! انسان کامل را شیخ و پیشوا و هادی و مهدی گویند، و داناو بالغ و کامل و مکملّ گویند و امام و خلیفه و قطب و صاحب زمان گویند وجام جهان نماو آئینۀ گیتی نمای و تریاق بزرگ و اکسیر اعظم گویند و عیسی گویند که مرده زنده میکند و خضر گویند که آب حیوة خورده است. و سلیمان گویند که زبان مرغان میداند .
آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست
چشم میگون لب خندان دل خرم با اوست
گر چه شیرین دهنان پادشهانند ولی
او سلیمان زمان است که خاتم با اوست
روی خوب است و کمال هنر و دامن پاک
لاجرم همت پاکان دو عالم با اوست
خال مشکین که بدان عارض گندمگون است
سر آن دانه که شد رهزن آدم با اوست
دلبرم عزم سفر کرد خدا را یاران
چه کنم با دل مجروح که مرهم با اوست
با که این نکته توان گفت که آن سنگین دل
کشت ما را و دم عیسی مریم با اوست
حافظ از معتقدان است گرامی دارش
زان که بخشایش بس روح مکرم با اوست
امیر تهرانی
ح.ف
ادامه دارد...
کتاب دکتر فاستوس(۲)
نوشته کریستوفر لو
گوشهای از باغ
فاستوس از خدا بر گشته و به شیطان رو آورده رموز شیطانی را می آموزد تا ارواح پلید را گرد خود آورد. چرا ارواح پلید؟ چون آن آارزوها که او دارد پاسبانانش ارواح پلیدند نه قدیسین و اولیاء خداوندی.
او طلای آغشته به خون ضعیفان را می خواهد و حکومت ابلیسی جهانی!
در هر صورت او با دستورات و وسائل به گوشه باغ می رود تا مفیس تافلیس را احضار کند. موجود بدبختی که با شیطان همخانه است:(قطعا مفیس تافلیس به عقل نداشته فاستوس در نهان خندیده باشد. چرا که او می داند انجام چنین کارهایی در توان هیچ موجودی نیست.
از سوی دیگر تافلیس سخنی می گوید که نشان می دهد حواریون شیطان از یهودای اسخریوطی نسبت به سور خود وفا دخر ترند.):آنگاه شروع به خواندن آیات الهی کردم: بگو او خدایی یکتاست. "او بی نیاز است. او فرزندی نزاییده و زاییده نشده است. و هیچ کس و هیچ چیز شبیه او نیست."
چند بار آیات خدا را خوانده و به آرامی به سمت او دمیدم...ناگهان تغییری در چهره ی او پدیدار شد . گویی از چیزی رنج می برد. به اطراف نگریست. ...سپس به همراهانش گفت که به بیرون از سالن بر وند و رفتند. هنگامی که از پله ها به پایین می رفت ناگهان سرخود را بطرف من برگرده و با چشمانی از حدقه در آمده به من نگریست .
من مجدادا آیات الهی را خواندم و بر او دمیدم : بگو او خدایی یکتاست. او خدایی بی نیاز است.... و جوان به سرعت سر خود فرو انداخته و از پله ها پائین رفت.
حال به سخنان تافلیس می پردازم که علت اصلی ظاهر شدن نزد فاستوس را بیان می دارد:
ادامه دارد...
امیر تهرانی
ح،ف
یا اسدالله الغالب
روزنامچه اخبار دارالخلافهٔ طهران
از آنجا که همّت حضرت اقدس شاهنشاهی مصروف بر تربیت اهل ایران و استحضار و آگاهی آنها از امورات داخله و وقایع خارجه است لهذا قرار شد که هفته بهفته احکام همایون و اخبار داخلهٔ مملکتی و غیره را که در دول دیگر کازِت مینامند در دارالطبّاعه دولتی زده شود و بکلّ شهرهای ایران منتشر کردد که اهالی ممالک ایران نیز در هر هفته از احکام دارالخلافه مبارکه و غیره اطلاع حاصل نمایند.
و از جمله محسّنات این کازت یکی آنکه سبب دانائی و بینائی اهالی این دولت علّیه است دیکر اینکه اخبار کاذبه اراجیف که کاهی برخلافه احکام دیوانی و حقیقت حال در بعضی از شهرها و سرحدات ایران پیش ازین باعث اشتباه عوام این مملکت میشد بعد ازین بواسطه روزنامچه موقوف خواهد شد.
و بدین سبب لازم است که کلّ امنای دولت ایران و حکام ولایات و صاحبمنصبان معتبر و رعایای صادق این دولت این روزنامه را داشته باشند و بر حسب قرارداد فوق در یوم جمعه پنجم شهر ربیعالثانی ایتئیل سنه ۱۲۶۷ باین کار شروع شد و مباشر این روزنامه بهر کس که طالب باشد هفته بهفته خواهد رساند
اخبار خود دارالخلافه
درین اوقات از حُسن تدبیر و سلوک امنای دولت ایران امنیت دارالخلافه چنان است که دزدی و دَغَلی بسیار کم میشود بطوریکه کم ذکر میشود و یک سبب امنیّت کذاشتن قراولخانهاست در شهر و واژه ناخوانا قراولخانهای چند در دارالخلافه نباشد و امنای دولت قاهره معلوم کردند که بسیار بر امنیّت شهر افزوده است لذا منظور دارند که در شهرهای معظم سایر ممالک نیز قراولخانه بکذارند از جمله حکم شد که در اول حوت در سی جای شهر مشهد قراولخانه بنا بکذارند
ارزانی و فراوانی نعمت است در دارالخلافه مبارکه با اینکه امسال برف مکرّر و بسیار آمده که زیاده از عادت اینولایت است باز غلّه ارزان است و کران نشده زیرا که میدانند که قریب دوازده هزار خروار غلّه پادشاهی زیاده از مصارف در انبار موجود است که اکر خدا نخواسته غلّه کم بشود آنها را بقیمت عادله وقت بخلق بفروشند که کرانی نشود
مصطفی قلیخان سرتیپ قراکوزلو چون علاوه بر خدمات خراسان و دفع فرقه ضالّه بابیّه نیریز فارس در صفحات بندر ابوشهر نیز خدمت نمایان کرده بود از اینجة منصب میرپنچه کی باو داده شد
محمّد علی خان سرتیپ سواره ایلات قزوین که فوت شده بود آقاخان سرتیپ ماکوئی بجای او برقرار شد
پاشاخان مکری سرکرده سواره مهاجر سرتیپ افواج سمنانی و دامغانی شد
سلیمانخان دنبلی حاکم تربت شد و مامور است درین روزها میرود
یوسف خان افشار سرهنگ فوج جدید افشار ارومی شده مامور شد و رفت
فوج خوی و فوج خدابندلو که ملتزم رکاب همایون بودند چون که مدّتی بود که در رکاب مشق میکردند در این اوقات مرخًص شدند
رضاقلیخان سرکردهً سواره افشار صانیقلعه بجهة اینکه خوب خدمت کرده بود بنیابت حکومتی پدرش سلیمانخان افشار منصوب و از دربار همایون مرخص شد رفت
فوج ناصریّه و فوج چهارم تبریزی که مامور بزنجان بودند با توپخانه وارد دارالخلافه شدند
قرار جدیدی که اولیای دولت قاهر کذاشتند این است که در اوّل ماه و پانزدهم چاپارها از دارالخلافه بممالک ذیل آذربایجان فارس رشت کرمان استراباد مازندران خراسان کرمانشاهان بروند و در چهاردهم و بیست نهم دو دفعه وارد شوند مکر کرمان چونکه دوراست ماهی یک چاپار در پنجم میرود
از اوّل ماه صفر قرار بر این شده شده است که در چاپارخانها اسب را فرسخی ده شاهی کرایه بکیرند و اسب بدهند اگر از تجار و غیره بخواهند با اسب چاپاری بهر جا بروند با اذن و حکم دیوان در هر جا اسب بآنها میدهند و هر قدر اسب بخواهند حاضر است
مرتضی قلیخان حاکم شاهرود و بسطام معزول شد و محمّدتقی خان جوانشیر عوض او منصوب است
اخبار سایر ممالک ایران
چاپار خراسان که روز بیست و نهم ربیعالاول واژه ناخوانا یکروز پیشتر آمد اخبار تازهٔ در آنجا نیست و کمال امنیّت در آنجاست مکر اینکه کدخدایان سرخس رفتهاند که کرویها و اسرائی که دارند بیاورند و قشون هم در بیرون شهر اردوی حاضر دارند که اکر از آنها اهمال شود مامور شوند
هرزهکی فرقه ضالّه بابیّه در ممالک محروسه ایران در هر جا شهرت یافته از انکه کذشته است ذکرش قابل نیست مکر تازه حکایت ملاّ محمّد علی ملحد ملعون مطرود است که داخل باین فرقه ضاله شده با جمعی از اتباع خود در زنجان یاغی شده هر قدر اولیای دولت قاهره سعی در نصیحت او کردند و از علما بنصایح و مواعظ او از هر جا نوشتند سود نبخشید و در مقابل قشون پادشاهی بمقابله و مقاتله ایستادند و از قشون پادشاهی و اتباعش آنچه متفرّق نشده بودند در دعواها بهلاکت رسیده و بکلّی تمام شدند
میرزا قوما که در بهبهان بود و چند سال در آنجا خودسری میکرد این روزها عالیجاه عباسقلیخان سردار لاریجانی او را کرفته با مالیات دیوانی که بخزانه عامره میآوردند روانه دارالخلافه نموده و نصرالله خان یوزباشی لک مأمور شد که باصفهان رفته بسربازهائیکه مأمور آوردن میرزا قوما بودند برکرداند و او را بدارالخلافه طهران بیاورد
نوّاب خانلر میرزا که بحکومت لرستان و عربستان مأمور بود از بروجرد با سواره ابوابجمعی و فوج بروجردی بمقّر حکومت خود روانه شد
چون اولیای دولت علیه اهتمام بسیار دارند که صنایع بدیعه ممالک محروسه رونق تمام یابد لهذا در بافتن شال کرمانی قدغن اکید نمودند که خوب بافته شود و حالا بطوری شده است که نهایت امتیاز را دارد و نمونهها که آوردهاند و بنظر اولیای دولت علیه رسیده شبیه شالهای کشمیری میشود
سابقاً حکم شده بود که نوّاب شاهزاده مهدیقلی میرزا حاکم مازندران اشخاصی را که قابل هستند تربیت و ترغیب نماید که شکر مازندران را مانند شکر هندوستان سفید نمایند درین روزها استاد عبدالحمید نام مأمور شده رفت و درین هفته بقدر سی من شکر آنجا را که سفید کرده بود آوردند مانند شکر هندوستان است و از هر قسم حلویات ازو ساختند و بسیار خوب شده بود و آن بهتر از شکر جزایر ینکی دنیا که هند الغربی مینامند است و حکم شد که باز هم درست نمایند و چونکه بعمل آمدن این شکر نفع ممالک ایرانست در جاهای دیکر هم که ممکن است بعمل بیاید قرار شده است که سعی نموده بعمل بیاورند از آن جمله در خوزستان نیز که سابقه شکر آنجا مشهور بود حکم شده است که باز بکارند و شکر سفید بعمل بیاورند
عالیجاه شفیعخان نایب اوّل اجودانباشی مأمور بمصلحتکذاری و اقامت لندن پایتخت انکلیس شد
عالیجاه میرزا حسینخان مامور باقامت ببنبائی و کارپرداز امور تجارت تبعهٔ دولت علّیه ایران که در آن شهر میباشند کردیده است.
تاریخچه روزنامه در ایران
روزنامه وقایع اتفاقیه برای نخستین بار به همت میرزا تقیخان امیرکبیر و با رضایت ناصرالدینشاه و بهفرمان او انتشاریافته است؛ چرا که اگر خود شاه به این پدیده بیعلاقه بود بعد از درگذشت امیرکبیر انتشار آن را متوقف میکرد. امیرکبیر تلاش کرد این روزنامه موجبات افزایش آگاهی عمومی را فراهم سازد. با مطالعه همین نسخه نخست خواننده متوجه خواهد شد که اخبار عصر امیر تقی خانی را مطالعه می کند و فرسنگها از لحاظ روش با ایر ان عهد آقا خان نوری و امین السلطان تفاوت دارد.
اولین شماره روزنامه وقایع اتفاقیه به نام روزنامچه اخبار دارالخلافه طهران باهمت میرزا تقیخان امیرکبیر در ۱۸ بهمنماه سال ۱۲۲۹ هجری شمسی برابر با ۵ ربیعالثانی ۱۲۶۷ هجری قمری و ۷ فوریه ۱۸۵۱ میلادی منتشر شد و از شماره دوم به وقایع اتفاقیه تغییر نام داد. این روزنامه در قطع ۳۰/۵ در ۱۷ سانتیمتر با کاغذ ساخت اصفهان و با چاپ سنگی به تیراژ ۶۰۰ الی ۷۰۰ نسخه منتشر شد. وقایع اتفاقیه در میدان ارگ تهران و نزدیک کاخ سلطنتی تهیه میشد و چاپ آن در دروازه دولاب در چاپخانه خصوصی کارخانه حاجی عبدالمحمد انجام میگرفت.
در صفحه نخست این روزنامه، تصویر شیر و خورشید با جمله "یا اسدالله الغالب" به شیوهای خاص طراحیشده بود که واژه الله بالای شیر قرار میگرفت. عبارت روزنامه اخبار دارالخلافه طهران، در فضای گرافیکی ویژهای بهصورت غیرمتداول خوشنویسی رایج سازمان دادهشده بود.

امیر تهرانی
ح.ف
ادامه دارد
آیا پیشگویی های نجومی قابل اطمینانند؟
(کتاب زینت المجالس» تالیف مجد الدین محمد حسینی متلخص به مجدی ( قرن یازدهم ق)، کتابی است تاریخی در موضوعات متنوع و گوناگون که به زبان فارسی و در سال (۱۰۰۴ ق) تالیف گردیده است. در این کتاب فصلی به پیشگویی از طریق طالع بینی سیاره ای اختصاص یافته است و روایات تاریخی عجیب اورده شده که محض تفریح هم که باشد خواندن آنها جالب است.دین و علم این موضوع را بطور کامل رد می کنند. اما علیرغم این عدم پذیرش گزاراشاتی وجود دارند که سند و مدرک تاریخی دارند. در کتاب زینت المجالس از این گزارشات امده است از جمله گزارشی که آنرا ابن سینا پزشک و حکیم مشهور ایر انی مطرح کرده است.)
پس با کمک اسطرلاب ارتفاعی بگیر و در طالع وقت نظر کن و نیک متوجه شو!
ابو معشر بعد از تامل تمام گفت: این انگشتری را خداوند متعال بر داشته است.پادشاه و مقربان از این سخن متعجب شدند و بعضی از جهال خندیدند بعد از کوشش زیاد آن انگشتری را در میان قرآن مجید یافتند
امیر تهرانی
ح.ف