ادامه از نوشتار پیشین
کتاب در جستجوی معنی نوشته پرفسور ویکتور فرانکل: خاطرات بازداشتگاه های نازی
فکر کردن به غذا ها خطرناک بود
...من هماره صحبت درباره غذا را خطرناک می دانستم. زیرا اشتباه است جهاز هاضمه خود را تا حدودی باکمیت و کیفیت بسیار پایین خو گرفته است، با مجسم کردن غذاهای خوشمزه و لذیذ تحریک کنیم،گرچه اینگونه صحبت ها همراه با یک آرامش روانی زودگذر است، اما تصوری است که از نظر جسمیبدون تردید خالی از خطر نیست.
در اواخر دوره زندان، جیره روزانه غذایی ما شامل سوپ بسیار رقیق و همان تکه کوچک نان پیشینبوده، علاوه بر آن جیره به اصطلاح اضافی نیز داشتیم که شامل بیست گرم کره نباتی، یا یک ورقه نازککالباس ارزان قیمت، یا یک تکه کوچک پنیر، یا کمی عسل غیر طبیعی، یا یک قاشق مربای رقیق کهنوعش روزانه تغییر می کرد. این نوع تغذیه از نظر کالری کاملا نابسنده بود، به ویژه که ما کار سختبدنی هم می کردیم و در ضمن هماره با لباس ناکافی در معرض سرما هم بودیم. وضع بیمارانی که زیرمراقبت ویژه بودند و اجازه داشتند به جای ترک اردوگاه در بستر بمانند از اینهم اسف انگیزتر بود.سر انجام به شکل اسکلت در آمدیم
وقتی آخرین لایه های چربی بدنمان آب می شد و ما به شکل اسکلتی در می آمدیم که لباس ژنده بهتنش کرده باشند، باید شاهد تحلیل رفتن بدنمان می بودیم. بدن ما پروتیین خود را هضم می کرد و درنتیجه ماهیچه ها ناپدید می شدند. و حالا دیگر بدنی نیرویی برای ایستادگی نداشت. اعضای جامعهکوچک ما یکی پس از دیگری می مردند.
هر یک از ما استادانه می توانستیم بگوییم این بار نوبتکیست و این شتر کی در خانه خودمان خواهد خوابید. با آن همه مرگ و میری که شاهدش بودیم، دیگرعلائم مرگ را بخوبی می شناختیم. و پیش بینی های ما کاملا دقیق بود. در گوش یکدیگر زمزمه میکردیم، «او دیری نخواهد پایید.» یا «حالا نوبت اوست» و شب هنگام که طبق برنامه روزانه شپش هایخود را می جستیم و تن عریانمان را می دیدم فکر می کردیم که چه بر سرمان آمده است؟
آیا اینبدن، که جسدی بیش نیست بدن ماست؟ ما دیگر چیزی جز مشتی از یک توده عظیم گوشت انسانینیستیم. توده عظیم پشت سیم های خاردار که در کلبه های گلی، گله وار جا داده شده ایم، توده ای کههر روز بخشی از آن می پوسد و فاسد می شود زیرا دیگر جان ندارد.
پیش از این یادآور شدم که چگونه به خوراک و غذاهای دلخواه اندیشیدن خوره وار مغز زندانیان را آزار
می داد و این کار اجتناب ناپذیر بود. این فکر ذهن آگاه هر زندانی را در هر لحظه ای از بیکاریش اشغال
می کرد.
در حسرت یک غذای خوب
شاید بتوانید پی ببرید که حتی نیرومندترین ما نیز در حسرت روزی بودیم که بار دیگر غذای نسبتا
خوبی بخوریم، و این اشتیاق در واقع به خاطر خود خوراک نبود بلکه برای روزی بود که آن زندگی دونآنان به کرات از سرکارگر راجع به چگونگی رفتار ما می پرسیدند وما مرتبا ساعت را می پرسیدیم و با دلگرمی تکه نان مان را در جیب پالتو لمس می کردیم، ابتدا آنراچونان چیز گرانبهایی با انگستان سرمازده و بدون دستکش در دست می گرفتیم و بعد تکه ای از آنرا میکندیم و بدهان می گذاشتیم، و سرانجام با آخرین ذره نیروی اراده باز هم آنرا در جیب می گذاردیم و باخود پیمان می بستیم که تا شامگاه آن را نگه داریم. آیا کسی می تواند به معنای همه آنچه یادآورشدم پی ببرد؟
ما در مورد با معنا یا بی معنا بودن شیوه های ویژه های که برای یکباره خوردن و یا کم کم خوردن آنادامه دارد
امیر تهرانی
ح.ف
آدامه از نوشتار پیشین
زندگینامه یک یوگی نوشته یوگاناندا
چگونه یوگیها خلق می کنند؟ِلایف ترونها
...بعدها از دوستی، آلاکاناندا، شنیدم که "مرد مقدس عطر" توانایی داشت که آرزو داشتم میلیونها گشنه در آسیا، و حالا در اروپا، داشتند.
"من با صد مهمان دیگر در خانه گاندها بابا در بوردوان بودیم،" آلاکاناندا به من گفت. "یک جشن بود. چون شنیده بودم که یوگی میتواند از هوا هر چیزی پدیدار کند، من به خنده درخواست نارنگی نا فصل کردم. بیدرنگ لوچی* ها بروی بشقاب برگ درخت موز باد کردند. آشکار شد که در هر یک از نان ها نارنگی پوست کنده ای است. من با ترس از یکی گازی زدم، اما آن خوشمزه بود."
سال ها بعد بوسیله یافتن آگاهی درونی دریافتم که چطور گاندها بابا چیزها را بوجود می آورد. چه بسا این روش بیرون توانایی مردم گشنه جهان است.
همه تحریک های حسی که انسان به آنها واکنش نشان میدهد--لامسه، بینایی، چشایی، شنوایی، و بویایی--بوسیله جنبش الکترونها و پروتونها بوجود میایند. آن جنبش ها نیز بدست "لایفترونها*" انجام میشوند، نیرویهای زندگی پنهانی و کوچکتر از انرژی اتمی که هوشمندانه با این پنج حس مشخص باردار شده اند.
همسان سازی ذهن با نیروی گیتی
گاندها بابا، با همسان کردن ذهنش با نیروی گیتی بوسیله برخی تمرین های یوگیها، میتوانست جنبش لایفترونها را هدایت کند تا ساختار جنبشی خود را بازچینی کنند و شکل خواسته را بخود بگیرند. عطر، میوه، و معجزه های دیگر او شکل گیری متفاوت این جنبش هاست و نه حسهای درونی القا شده بوسیله هیپنوتیزم*.نمایش معجزه ها مانند آنهایی که "مرد مقدس عطر" انجام میدهد دیدنی اما در معنویت بیفایده هستند. چون هدف چندانی فرای سرگرمی ندارند، آنها در راه جستجوی جدی برای خدا یک انحراف هستند.
زیانهای هیپنوتیزم
هیپنوتیزم بوسیله پزشک ها در موردهای اندک عمل به عنوان کلروفرم روانی استفاده شده، برای کسانی که دوای بیحسی برایشان خطرناک است. اما حالت هیپنوتیزم زیان آورست. اثر روانی منفی ایجاد میکند که کم کم به سلول های مغزی آسیب میرسانند. هیپنوتیزم یک فراتازی به حریم آگاهی کسی دیگر است. پدیده موقتی آن هیج ربطی به معجزه های مردان و زنانی که دارای آگاهی الهی هستند ندارد. بیدار با پروردگار، مقدسان راستین در این جهان خیالی تنها با هدفی هم آهنگ با خیالگر الهی گیتی تاثیر میگذارند.
گفتار صوفی ایرانی ابوسعید ابی الخیر
استادان نمایش خود نمایانه توانایی های غیر طبیعی را نادرست خوانده اند. صوفی ایرانی، ابو سعید، به برخی "فقیر" ها که به معجزه های روی آب و زمین و هوای خود می بالیدند ریشخند میزد.
"قورباغه هم آب را خانه میداند!" ابوسعید با کمی تحقیر یادآوری کرده. "زاغ و کرکس بسادگی در آسمان پرواز میکنند; شیطان در یک دم هم در خاور است هم در باختر!
انسان راستین اوست که به حق در میان اطرافیان خودش میگردد، خرید و فروش میکند، اما به یک دم غافل از خدا نیست!" در جایی دیگر آموزگار بزرگ ایرانی در باب زندگانی دینی چنین گفته: "به کناری زدن آنچه در اندیشه ات است (آرمان های خودخواهانه); آزادانه دادن آنچه در دست داری; و هیج گاه شانه خالی کردن در برابر دشمنی ها!"
نه مرد مقدس بی قید در معبد کالیقات و نه یوگی آموخته در تبت دلم را در آرمان یافتن یک گورو خشنود نکردند. دلم یک آموزگار برای تقدیر از خود نمیخواست. هنگامی که سرانجام با استادم ملاقات کردم، او الگویی بود که به من یاد داد نشان انسان راستین را.
ادامه دارد
امیر تهرانی
ح.
آدامه از نوشتار پیشین
زندگینامه یک یوگی نوشته یوگاناندا
چگونه یوگیها خلق می کنند؟ِلایف ترونها
...بعدها از دوستی، آلاکاناندا، شنیدم که "مرد مقدس عطر" توانایی داشت که آرزو داشتم میلیونها گشنه در آسیا، و حالا در اروپا، داشتند.
"من با صد مهمان دیگر در خانه گاندها بابا در بوردوان بودیم،" آلاکاناندا به من گفت. "یک جشن بود. چون شنیده بودم که یوگی میتواند از هوا هر چیزی پدیدار کند، من به خنده درخواست نارنگی نا فصل کردم. بیدرنگ لوچی* ها بروی بشقاب برگ درخت موز باد کردند. آشکار شد که در هر یک از نان ها نارنگی پوست کنده ای است. من با ترس از یکی گازی زدم، اما آن خوشمزه بود."
سال ها بعد بوسیله یافتن آگاهی درونی دریافتم که چطور گاندها بابا چیزها را بوجود می آورد. چه بسا این روش بیرون توانایی مردم گشنه جهان است.
همه تحریک های حسی که انسان به آنها واکنش نشان میدهد--لامسه، بینایی، چشایی، شنوایی، و بویایی--بوسیله جنبش الکترونها و پروتونها بوجود میایند. آن جنبش ها نیز بدست "لایفترونها*" انجام میشوند، نیرویهای زندگی پنهانی و کوچکتر از انرژی اتمی که هوشمندانه با این پنج حس مشخص باردار شده اند.
همسان سازی ذهن با نیروی گیتی
گاندها بابا، با همسان کردن ذهنش با نیروی گیتی بوسیله برخی تمرین های یوگیها، میتوانست جنبش لایفترونها را هدایت کند تا ساختار جنبشی خود را بازچینی کنند و شکل خواسته را بخود بگیرند. عطر، میوه، و معجزه های دیگر او شکل گیری متفاوت این جنبش هاست و نه حسهای درونی القا شده بوسیله هیپنوتیزم*.نمایش معجزه ها مانند آنهایی که "مرد مقدس عطر" انجام میدهد دیدنی اما در معنویت بیفایده هستند. چون هدف چندانی فرای سرگرمی ندارند، آنها در راه جستجوی جدی برای خدا یک انحراف هستند.
زیانهای هیپنوتیزم
هیپنوتیزم بوسیله پزشک ها در موردهای اندک عمل به عنوان کلروفرم روانی استفاده شده، برای کسانی که دوای بیحسی برایشان خطرناک است. اما حالت هیپنوتیزم زیان آورست. اثر روانی منفی ایجاد میکند که کم کم به سلول های مغزی آسیب میرسانند. هیپنوتیزم یک فراتازی به حریم آگاهی کسی دیگر است. پدیده موقتی آن هیج ربطی به معجزه های مردان و زنانی که دارای آگاهی الهی هستند ندارد. بیدار با پروردگار، مقدسان راستین در این جهان خیالی تنها با هدفی هم آهنگ با خیالگر الهی گیتی تاثیر میگذارند.
گفتار صوفی ایرانی ابوسعید ابی الخیر
استادان نمایش خود نمایانه توانایی های غیر طبیعی را نادرست خوانده اند. صوفی ایرانی، ابو سعید، به برخی "فقیر" ها که به معجزه های روی آب و زمین و هوای خود می بالیدند ریشخند میزد.
"قورباغه هم آب را خانه میداند!" ابوسعید با کمی تحقیر یادآوری کرده. "زاغ و کرکس بسادگی در آسمان پرواز میکنند; شیطان در یک دم هم در خاور است هم در باختر!
انسان راستین اوست که به حق در میان اطرافیان خودش میگردد، خرید و فروش میکند، اما به یک دم غافل از خدا نیست!" در جایی دیگر آموزگار بزرگ ایرانی در باب زندگانی دینی چنین گفته: "به کناری زدن آنچه در اندیشه ات است (آرمان های خودخواهانه); آزادانه دادن آنچه در دست داری; و هیج گاه شانه خالی کردن در برابر دشمنی ها!"
نه مرد مقدس بی قید در معبد کالیقات و نه یوگی آموخته در تبت دلم را در آرمان یافتن یک گورو خشنود نکردند. دلم یک آموزگار برای تقدیر از خود نمیخواست. هنگامی که سرانجام با استادم ملاقات کردم، او الگویی بود که به من یاد داد نشان انسان راستین را.
ادامه دارد
امیر تهرانی
ح.ف
آدامه از نوشتار پیشین
زندگینامه یک یوگی نوشته یوگاناندا
چگونه یوگیها خلق می کنند؟ِلایف ترونها
بعدها از دوستی، آلاکاناندا، شنیدم که "مرد مقدس عطر" توانایی داشت که آرزو داشتم میلیونها گشنه در آسیا، و حالا در اروپا، داشتند.
"من با صد مهمان دیگر در خانه گاندها بابا در بوردوان بودیم،" آلاکاناندا به من گفت. "یک جشن بود. چون شنیده بودم که یوگی میتواند از هوا هر چیزی پدیدار کند، من به خنده درخواست نارنگی نا فصل کردم. بیدرنگ لوچی* ها بروی بشقاب برگ درخت موز باد کردند. آشکار شد که در هر یک از نان ها نارنگی پوست کنده ای است. من با ترس از یکی گازی زدم، اما آن خوشمزه بود."همسان سازی ذهن با نیروی گیتی
گاندها بابا، با همسان کردن ذهنش با نیروی گیتی بوسیله برخی تمرین های یوگیها، میتوانست جنبش لایفترونها را هدایت کند تا ساختار جنبشی خود را بازچینی کنند و شکل خواسته را بخود بگیرند. عطر، میوه، و معجزه های دیگر او شکل گیری متفاوت این جنبش هاست و نه حسهای درونی القا شده بوسیله هیپنوتیزم*.نمایش معجزه ها مانند آنهایی که "مرد مقدس عطر" انجام میدهد دیدنی اما در معنویت بیفایده هستند. چون هدف چندانی فرای سرگرمی ندارند، آنها در راه جستجوی جدی برای خدا یک انحراف هستند.زیانهای هیپنوتیزم
هیپنوتیزم بوسیله پزشک ها در موردهای اندک عمل به عنوان کلروفرم روانی استفاده شده، برای کسانی که دوای بیحسی برایشان خطرناک است. اما حالت هیپنوتیزم زیان آورست. اثر روانی منفی ایجاد میکند که کم کم به سلول های مغزی آسیب میرسانند. هیپنوتیزم یک فراتازی به حریم آگاهی کسی دیگر است. پدیده موقتی آن هیج ربطی به معجزه های مردان و زنانی که دارای آگاهی الهی هستند ندارد. بیدار با پروردگار، مقدسان راستین در این جهان خیالی تنها با هدفی هم آهنگ با خیالگر الهی گیتی تاثیر میگذارند.
گفتار صوفی ایرانی ابوسعید ابی الخیر
استادان نمایش خود نمایانه توانایی های غیر طبیعی را نادرست خوانده اند. صوفی ایرانی، ابو سعید، به برخی "فقیر" ها که به معجزه های روی آب و زمین و هوای خود می بالیدند ریشخند میزد.
"قورباغه هم آب را خانه میداند!" ابوسعید با کمی تحقیر یادآوری کرده. "زاغ و کرکس بسادگی در آسمان پرواز میکنند; شیطان در یک دم هم در خاور است هم در باختر!
انسان راستین اوست که به حق در میان اطرافیان خودش میگردد، خرید و فروش میکند، اما به یک دم غافل از خدا نیست!" در جایی دیگر آموزگار بزرگ ایرانی در باب زندگانی دینی چنین گفته: "به کناری زدن آنچه در اندیشه ات است (آرمان های خودخواهانه); آزادانه دادن آنچه در دست داری; و هیج گاه شانه خالی کردن در برابر دشمنی ها!"
نه مرد مقدس بی قید در معبد کالیقات و نه یوگی آموخته در تبت دلم را در آرمان یافتن یک گورو خشنود نکردند. دلم یک آموزگار برای تقدیر از خود نمیخواست. هنگامی که سرانجام با استادم ملاقات کردم، او الگویی بود که به من یاد داد نشان انسان راستین را.امیر تهرانی
ح.ف
ادامه از نوشتار پیشین
- مطالبی که بر ای نخستین بار توسط قرآن مطرح شد
- سوره غافر شصتمین سوره قرآن بر حسب تاریخ نزول
حم (از اسرار خدا و رسول است). (۱)
نزول این کتاب آسمانی (قرآن) از جانب خدای مقتدر داناست. (۲)
بازگشت همه بسوی اوست
خدایی که بخشنده گناه و پذیرنده توبه و منتقم سخت (از مردم ظالم بیایمان) و صاحب رحمت و نعمت است، جز او هیچ خدایی نیست، بازگشت همه به سوی اوست. (۳)
و (بدان ای رسول که) با آیات خدا کسی به جدل بر نخیزد مگر آنکه از کافران باشد ولی تو از اینکه کافران بر شهر و دیارها مسلط و متصرّفند دل نباز . (۴)
پیش از این نیز در پی دستگیری پیامبران بودند
پیش از اینان هم قوم نوح و طوایف بعد از نوح نیز (پیغمبران را) تکذیب کردند و هر امتی همّت گماشت که پیغمبر خود را دستگیر گرداند و جدل و گفتار باطل به کار گرفت تا برهان حق را پایمال سازد، من هم آنها را گرفتم و عقوبت سخت کردم! (۵)
و همین گونه وعده خدای تو بر کافران محقق و حتم است که آنها همه اهل دوزخ هستند. (۶)
فرشتگان در عرش برای بندگان دعاکمی کنند
فرشتگانی که عرش را بر دوش گرفته و آنان که پیرامون عرشند به تسبیح و ستایش حق مشغولند، هم خود به خدا ایمان دارند و هم برای اهل ایمان از خدا آمرزش و مغفرت میطلبند که ای پروردگاری که علم و رحمت بیمنتهایت همه اهل عالم را فرا گرفته است، گناه آنان که توبه کردند و راه تو را پیمودند ببخش و آنان را از عذاب دوزخ محفوظ دار. (۷)
پروردگارا، تو آنها را به بهشت عدنی که وعدهشان فرمودی با پدران صالح و هم جفت و فرزندانشان و اصل گردان، که همانا تویی خدای با حکمت و اقتدار. (۸)
و هم آن مؤمنان را از ارتکاب اعمال زشت نگاه دار، که هر که را تو از زشتکاری امروز محفوظ داری در حقّ او رحمت و عنایت بسیار فرمودهای و آن به حقیقت رستگاری خواهد بود. (۹)
آنان که کافر شدند به آنها خطاب شود که خشم و قهر خدا بسیار از خشم شما بر خود سختتر است چرا که شما را به ایمان دعوت میکردند و شما کافر میشدید. (۱۰)خدا ناباوران در جهنم تقاضای باز گشت به دنیا می کنند تا...
در آن حال کافران گویند: پروردگارا، تو ما را دو بار بمیراندی و باز زنده کردی تا ما به گناهان خود اعتراف کردیم، آیا اینک ما را راهی هست که از این عذاب دوزخ بیرون آییم؟ (۱۱)
(به آنها گویند) این عذاب برای آن است که شما چون خدا به یکتایی یاد میشد به او کافر میشدید و اگر بر او شریک میگرفتند ایمان میآوردید، پس اینک حکم با خدای متعال بزرگوار است. (۱۲)
کسانی که ارزش نعمتهای خدا را خدا دوستان درک می کنند
اوست خدایی که به شما آیات خود را پدیدار میسازد و از آسمان بر شما روزی میفرستد، و متذکر این معنی نشوند مگر کسانی که دایم رو به درگاه خدا آرند. (۱۳)
پس خدا را بخوانید در حالی که دین را برای او خالص کرده باشید هر چند کافران نخواهند. (۱۴)
خدا فرشته خود را بر هرکه بخواهد می فرستد
که او دارای شئون و مراتب رفیع و صاحب عرش است، روح را از امر خود بر هر که از بندگانش بخواهد میفرستد تا خلق را از روز ملاقات بترساند. (۱۵)
قیامت روز سلطنت خداوند است
آن روزی که همه خلق پدیدار شوند که هیچ کرده آنها بر خدا پنهان نباشد. در آن روز سلطنت عالم با کیست؟ با خدای یکتای بس قاهر منتقم است. (۱۶)
حساب و کتاب قیامت طی لحظه ای صورت گیرد
آن روز هر نفسی به آنچه کرده جزا خواهد یافت، آن روز بر هیچ کس ستم نخواهد شد که خدا حساب خلق به یک لحظه میکند. (۱۷)
سیمای روز قیامت
و (ای رسول) امت را از روز نزدیک بترسان که آن روز جانها به گلو میرسد و از بیم آن حزن و خشم خود فرو میبرند و ستمکاران را هیچ یار گرم و دلسوز و یاوری که شفاعتش پذیرفته شود نخواهد بود. (۱۸)
خدا از نگاه های خیانت بارآگاه است
و خدا بر نگاه خیانت چشم خلق و اندیشههای نهانی دلها آگاه است. (۱۹)
و خدا به حق حکم میکند و غیر او آنچه را به خدایی میخوانند هیچ حکم در جهان نتوانند داشت، خداست که شنوا و بیناست. (۲۰)
در روی زمین سفر کنید تا تاریخ را دریابید!
آیا (مردم) در روی زمین سیر و سفر نکردند تا عاقبت کار پیشینیانشان را ببینند که آنها با آنکه بسیار از اینان قویتر و آثار وجودیشان در روی زمین بیشتر بود سرانجام خدا به کیفر گناهانشان بگرفت وجز خدا هیچ کس نگهدارشان نبود. (۲۱)
این هلاکت پیشینیان بدین سبب بود که پیمبرانشان با آیات و ادلّه روشن به سوی آنها میآمدند و آنان کافر شدند، خدا هم آنان را گرفت، که خدا بسیار مقتدر و سخت کیفر است. (۲۲)
و همانا موسی را با آیات و معجزات و حجّت آشکار فرستادیم. (۲۳)
به سوی فرعون و هامان و قارون، آنها گفتند: او ساحر بسیار دروغگویی است. (۲۴)
دستور فرعون برای نابودی و ذلیل کردن پیروان موسی
و آن گاه که او از جانب ما به صدق و حقیقت به سوی آنان آمد گفتند: بروید پسران آنان که به موسی ایمان آوردند بکشید و زنانشان را زنده گذارید آری مکر و تدبیر کافران جز در ضلالت (و خسرانشان) به کار نیاید. (۲۵)
فرعون در پی کشتن موسی بود
و فرعون گفت: بگذارید تا من موسی را به قتل رسانم و او خدای خود را به یاری طلبد، میترسم که آیین شما را تغییر دهد و در زمین فتنه و فسادی برانگیزد. (۲۶)
دعای موسی
و موسی گفت: من به خدای آفریننده من و شما از شرّ هر متکبری که به روز حساب ایمان نمیآورد پناه میبرم. (۲۷)
مرد با ایمانی که در مقابل فرعون از موسی دفاع کرد
و مرد با ایمانی از آل فرعون که ایمانش را پنهان میداشت گفت: آیا مردی را به جرم اینکه میگوید: پروردگار من خداست میکشید، در صورتی که با معجزه و ادلّه روشن از جانب خدایتان برای شما آمده است؟! اگر او دروغگوست گناه دروغش بر خود اوست و لیکن اگر راستگو باشد از وعدههای او بعضی به شما برسد که خدا البته مردم مسرف و دروغگو را هرگز هدایت نخواهد کرد. (۲۸)
فرعون بر تصمیم خود پافشاری می کرد
ای قوم، امروز ملک و سلطنت و چیرگی بر زمین با شماست، لیکن اگر قهر و انتقام خدا بر ما برسد کیست که ما را از آن نجات تواند داد؟ فرعون باز گفت: جز آن که رأی دادم رأی دیگر نمیدهم و شما را جز به راه صواب دلالت نمیکنم. (۲۹)
باز همان شخص با ایمان (به فرعونیان) گفت: ای قوم، من بر شما میترسم از روزی مانند روز سخت احزاب (و امم پیشین). (۳۰)
ادامه دارد